معنی خوشبوی ساختن
5 بازدید
[ خوَشْ / خُشْ تَ ] (مص مرکب) معطر کردن. اطابه. خوشبوی گردانیدن. خوشبوی کردن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «خوشبوی ساختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر