معنی خوردی بیمار
[ خوَرْ / خُرْ دیِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) خوراک مریض. خوراک بیمار. غذای بیمار. (یادداشت مؤلف): مزورة؛ خوردی بیمار. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «خوردی بیمار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر