معنی خوردیپز
[ خوَرْ / خُرْ پَ ] (نف مرکب) آشپز. طباخ. (ناظم الاطباء). || دیزی پز. خوردی فروش. (یادداشت مؤلف). خورده پز. خوراک پز.
کلمات همقافیه با «خوردیپز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پز» برای سرودن شعر