معنی خوردنینپز
[ خوَرْ / خُرْ دَ پَ ] (نف مرکب) طباخ. غذاپز. خوراک پز: جمله خلایق را همیشه برد از اسفاهی و حواشی و هر حلواگر و چرب کار و نانوا و قصاب و خوردنین پز که در شهرها بود آنجا فرمود آورد. (تاریخ طبرستان).
کلمات همقافیه با «خوردنینپز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پز» برای سرودن شعر