معنی خوردنین
[ خوَرْ / خُرْ دَ ] (ص نسبی) خوردنی. || (اِ) غذا. طعام. خوراک: روزی مرا بضیافت برد و خوردنین آورد بی گوشت. (تاریخ طبرستان).
کلمات همقافیه با «خوردنین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر