معنی واژه خوردستان
2 بازدید
[ خوَرْ / خُرْ دُ ] (اِ) هر شاخهٔ جوانی که از درخت روید. (ناظم الاطباء). || شاخ تازه ای را گویند که از تاک انگور سر زند و آن را بسبب خوشمزگی خورند. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). شوش (در تداول مردم قزوین). || نهال گل. نهال ریاحین. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء).