معنی خوردکاری
6 بازدید
[ خوَرْدْ / خُرْدْ ] (حامص مرکب) دقت پسندی و صنعت باریک و نازک که استادان دستکار نمایند. (آنندراج). خردکاری.
کلمات همقافیه با «خوردکاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر