معنی خودستایی کردن
6 بازدید
[ خوَدْ / خُدْ سِ کَ دَ ] (مص مرکب) لاف دربارهٔ خود زدن. از خود مدح کردن. تحسین بیخود دربارهٔ خود کردن. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «خودستایی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر