معنی خودستایی
11 بازدید
[ خوَدْ / خُدْ سِ ] (حامص مرکب) مداحی و تحسین از خویشتن. تفاخر بیهوده و عبث از خویشتن. (ناظم الاطباء): تاریکی جهل خودستایی است لااعلم عین روشنایی است.(تحفةالعراقین). خودستایی نیست رسم مردم صاحب کمال آب لب بست از صدا چون گوهر یکدانه شد. ناصرعلی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «خودستایی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یی» برای سرودن شعر