معنی خنگسار
5 بازدید
[ خِ ] (ص مرکب) کسی را گویند که تمام موی سر او سفید شده باشد و معنی ترکیبی این لغت سفیدسر است، چه خنگ بمعنی سفید و سار بمعنی سر باشد. (برهان قاطع) (از ناظم الاطباء): چون سیرت چرخ را بدیدم کو کرد نژند و خنگسارم.ناصرخسرو. چند بگشت این زمانه بر سر من گرد جهان کرد خنگسار مرا. ناصرخسرو. || (اِ مرکب) شوره که از آن باروت سازند. (برهان قاطع) (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خنگسار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سار» برای سرودن شعر