معنی خنگشت
6 بازدید
[ خُ گِ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای دوازده گانهٔ بخش مرکزی شهرستان آباده است بحدود و مشخصات زیر: شمال کوههای مشکان و دلونظر و کوه سیب. باختر دهستان شهرمیان (جلگهٔ تهران) جنوب ارتفاعات احمدآباد و کوه لاله گون. خاور دهستان قنقری علیا. موقعیت کوهستانی است. این دهستان در جنوب بخش واقع و رودخانهٔ شادکام از وسط آن جاری و بدریاچهٔ کوچک کافتر میریزد. هوای آن معتدل مایل بسردی و آب مشروب و زراعتی از چشمه سارها و قنوات تأمین می گردد. محصولات آنجا غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و از صنایع دستی قالی بافی است. این دهستان از ۸ آبادی تشکیل شده و نفوس در حدود ۱۴۰۰ تن و قراء مهم آن عبارتند از: خنگشت که مرکز دهستان است، نظام آباد، علی آباد، کافتر و حسین آباد در شمال و شمال باختری دهستان طایفهٔ شش بلوکی قشقائی و باصری خمسه از ایل عرب و در اطراف قریهٔ خنگشت طایفهٔ کردشولی عرب ییلاق می کنند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ خُ گِ ] (اِخ) دهی است از دهستان خنگشت از بخش مرکزی شهرستان آباده. با ۴۰۰ تن سکنه، شغل اهالی زراعت و صنایع دستی قالی بافی و یک باب دبستان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «خنگشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر