معنی خنگزیور
6 بازدید
[ خِ وَ ] (ص مرکب) هر اسب ابلق و دورنگ. (ناظم الاطباء): اگر بر اژدها و شیر جنگی بجنباند عنان خنگ زیور.عنصری. زمین نوردی خنگ زیور اسبی که هست زیور اسبان خنگ زیور. مسعودسعد. آن لعبت کشمیر و سرو کشمر چون ماه دوهفته درآمد از در با زیور گردان کارزاری با مرکب تازی خنگ زیور.مسعودسعد.
کلمات همقافیه با «خنگزیور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر