معنی خموش طهرانی

معنی خموش طهرانی

6 بازدید
[ خَ شِ طِ ] (اِخ) نام او محمد و اصل او از شیراز ولی مولد و منشأ او طهران بود و بشغل خیاطت معاش می کرد. در صباوت و خردی به دبستان نرفته بود و امی بدون سواد و بی اطلاع از عروض و قافیه قریب شصت سالی شاعری کرده و ده هزار بیت گفت و بر کاتبی خواند و او آنها را برشتهٔ تحریر کشید. این اشعار اغلب در مدح ائمهٔ اطهار و بزرگان دین اند و اینک چند بیت از آنها: ای رخت اندر نظر آینهٔ حق نما پرتو رخسار تو آیت صنع خدا لعل سخنگوی تو رهزن اهل سخن طاق دو ابروی تو قبلهٔ اهل صفا نفحهٔ جعد تو برد نکهت مشک و عبیر نافهٔ زلف تو کاست رونق چین و ختا. و نیز این چند بیت از غزلی ازوست: ای ذکر تو زینت زبانها لطف تو توان ناتوانها مقصود تویی به کعبه و دیر لیکن بتفاوت بیانها جز حمد و ثنای تو نخیزد از کام جرس به کاروانها سر چون کشم از کمند حکمت ای در کف قدرتت عنانها. (از مجمع الفصحاء ج ۲ ص ۱۰۵ و ۱۰۶).

کلمات هم‌قافیه با «خموش طهرانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید