معنی خموش شدن
6 بازدید
[ خَ شُ دَ ] (مص مرکب) ساکت شدن. بیصدا شدن : چو مردم سخنگوی باید بهوش وگرنه شدن چون بهائم خموش. سعدی (بوستان).
کلمات همقافیه با «خموش شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر