معنی خماس
7 بازدید
[ خُ ] (ع ق) پنجگان پنجگان. (یادداشت بخط مؤلف). منه: جائوا خُماسَ؛ آمدند پنج پنج. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «خماس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر