معنی خماری کردن
5 بازدید
[ خُ کَ دَ ] (مص مرکب) بحالت خماری خود را درآوردن. - امثال: بی می خماری کردن؛ شراب ناخورده مستی کردن.
کلمات همقافیه با «خماری کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر