معنی خلوت‌نشین

معنی خلوت‌نشین

7 بازدید
[ خَ لْ وَ نِ ] (نف مرکب) عزلت نشین. عابد. زاهد. (یادداشت بخط مؤلف). کسی که تنها می نشیند و عزلت می گزیند. منزوی. (ناظم الاطباء): سواد دیدهٔ باریک بینان انیس خاطر خلوت نشینان.نظامی. حذر کن زآنکه ناگه در کمینی دعای بد کند خلوت نشینی.نظامی. چو من خلوت نشین باشم تو مخمور ز تهمت رای مردم کی شود دور.نظامی. ورت مال و جاهست و زرع و تجارت چو دل با خدایست خلوت نشینی. سعدی (گلستان). چو خلوت نشین کوس دولت شنید دگر ذوق در کنج خلوت ندید. سعدی (بوستان). بزیر آمد از غرقه خلوت نشین بپایش درافتاد سر بر زمین.سعدی. شنیدم که از پارسایان یکی بطیبت بخندید با کودکی دگر پارسایان خلوت نشین بعیبش فتادند در پوستین.سعدی (بوستان). دل مخوان ای پسر که دول بود آنکه در چاه خلق گول بود گرگ آزاد ریسمان در حلق کیست خلوت نشین دل با خلق.اوحدی. از فریب نرگس مخمور و لعل می پرست حافظ خلوت نشین را در شراب انداختی. حافظ. درونها تیره شد باشد که از غیب چراغی برکند خلوت نشینی.حافظ. حافظ خلوت نشین دوش بمیخانه شد از سر پیمان گذشت بر سر پیمانه شد. حافظ.

کلمات هم‌قافیه با «خلوت‌نشین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید