معنی خلوتی
7 بازدید
[ خَ لْ وَ ] (ص نسبی) منسوب به خلوت. کنایه از گوشه نشین و مجرد. (از ناظم الاطباء): بشنو ازین پرده و بیدار شو خلوتی پردهٔ اسرار شو.نظامی. خلوتی پردهٔ اسرار شو ما همه خفتیم تو بیدار شو.نظامی.[ خَ لْ وَ ] (اِخ) نام سلسله ای از درویشان. (یادداشت بخط مؤلف). رجوع به خلوتیه شود.[ خَ لْ وَ ] (اِخ) نام کمال الدین اسماعیل اصفهانی، شاعر معروف. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خلوتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر