معنی خلافکننده
5 بازدید
[ خِ / خَ کُ نَ نْ دَ / دِ ] (نف مرکب) آنکه خلاف امری کند که بدان مأمور بوده است، شطوس. (منتهی الارب). || تخلف کننده. گناهکار. خاطی.
کلمات همقافیه با «خلافکننده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر