معنی خفجه
8 بازدید
[ خَ / خُ جَ / جِ ] (اِ) نام درختی است پرخار و آن میوهٔ گرد سرخ رنگ و آن درخت را بعربی عوسج خوانند. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (انجمن آرای ناصری).
کلمات همقافیه با «خفجه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جه» برای سرودن شعر