معنی خفجاق
4 بازدید
[ خَ ] (اِخ) قبچاق. قفچاق: خفجاق را حد جنوبش به بجناک دارد و دیگر همه با ویرانی شمال دارد که اندر وی هیچ حیوان [ ؟ ] نیست و ایشان قومی اند از کیماک جدا گشته و بدین جای مقام کرده و لکن بدخوترند از کیماکیان و ملک ایشان از دست ملک کیماک است. (حدود العالم). رجوع به قفجاق، قبچاق، قفچاق در این لغت نامه شود.
کلمات همقافیه با «خفجاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر