معنی واژه خشک و خالی
8 بازدید
[ خُ کُ ] (ترکیب عطفی، ص مرکب) بدون مضافات. اصل یک چیز بدون هیچ زیادی. - تعارف خشک و خالی؛ تعارف بدون صمیمیت. - زمین خشک و خالی؛ زمین بدون کشت و بزر. - کاغذ خشک و خالی؛ کاغذ بدون تعارف و محبت. چون: او بعد از یک سال یک کاغذ خشک و خالی هم ننوشت تا چه رسد به آنکه محبتی و تعارفی نیز بنماید.