معنی واژه خشکآب
2 بازدید
[ خُ ] (ص مرکب، اِ مرکب) مرواریدی است ناصاف و تیره و بی آب (جواهرنامه). قسمی مروارید است منسوب به قنای تیره رنگ که سپیدی آن بسپیدی گچ زند و آب و رونقی نیکو ندارد و به سنگ ریزه ماند، مقابل خوشاب که مروارید مدحرج رخشان و آبدار است. (یادداشت بخط مؤلف). و رجوع به الجماهیر بیرونی شود.