معنی واژه خریدة
4 بازدید
[ خَ دَ ] (ع ص، اِ) دانهٔ مروارید ناسفته. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب) (از اقرب الموارد). || زن دوشیزهٔ مرد نارسیده. || زن شرمگین سست آواز که همیشه پنهان ماند. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب). ج، خَرائد، خُرُد، خُرَّد.