معنی خریدگر
7 بازدید
[ خَ گَ ] (ص مرکب) خریدار. (یادداشت بخط مؤلف): الشور؛ انگبین رفتن و عرضه کردن ستور بر خریدگر. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «خریدگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر