معنی خردمندطبع
5 بازدید
[ خِ رَ مَ طَ ] (ص مرکب) آنکه طبع خردمند دارد. صاحب رای. صاحب عقل : خردمندطبعان منت شناس بدوزند نعمت بمیخ سپاس.سعدی.
کلمات همقافیه با «خردمندطبع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بع» برای سرودن شعر