معنی خردمندزاده
6 بازدید
[ خِ رَ مَ دَ / دِ ] (ص مرکب) آنکه پدر صاحب عقل دارد: رسم و آیین پادشاهانست که خردمند را عزیز کنند وز پس مرگ او وفاداری با خردمندزاده نیز کنند.سعدی (صاحبیه).
کلمات همقافیه با «خردمندزاده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر