معنی خداوندکش
6 بازدید
[ خُ وَ کُ ] (نف مرکب) کشندهٔ خداوند. پادشاه کش. قاتل شاه. قاتل ملک : که ای بندگان خداوندکش مشورید هر جای بیهوده هش.فردوسی. چو آن عاصیان خداوندکش خبر یافتند از خداوند هش.فردوسی. نبخشود هرگز خداوند هش بر آن بنده کو شد خداوندکش.نظامی. || کشندهٔ بزرگی یا امیری یا مهتری.
کلمات همقافیه با «خداوندکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر