معنی خداوندکشنده
5 بازدید
[ خُ وَ کُ شَ دَ / دِ ] (نف مرکب) کشندهٔ پادشاه. قاتل شاه. قاتل ملک : دیگر روز برابر شد با آن یاغیان خداوندکشندگان. (تاریخ بیهقی). رجوع به خداوندکش شود.
کلمات همقافیه با «خداوندکشنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر