معنی خدابینی
5 بازدید
[ خُ ] (حامص مرکب) حالت توجه بخدا داشتن. بخداوند در امور متوجه بودن. خداشناسی : بزرگان نکردند در خود نگاه خدابینی از خویشتن بین مخواه. سعدی (بوستان). || حقیقت بینی. حقیقت نگری : گرت چشم خدابینی ببخشند نبینی هیچکس عاجزتر از خویش. سعدی(گلستان).
کلمات همقافیه با «خدابینی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر