معنی خدابین
6 بازدید
[ خُ ] (نف مرکب) آنکه در کارها به خدا توجه دارد. متوجه بحق. مقابل خودبین. خداشناس : مبین در خود که خودبین را نظر نیست خدابین شو که خود دیدن هنر نیست. نظامی. خدابین شو که پیش اهل بینش تنک باشد حجاب آفرینش.نظامی. - امثال: هیچ خودبین خدابین نبود.
کلمات همقافیه با «خدابین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر