معنی خداپرست
7 بازدید
[ خُ پَ رَ ] (نف مرکب) متأله. معتقد بخداوند. مؤمن بخدا. مقابل دهری. آنکه عالم و امور آن را متکی بر خدایی می داند. (یادداشت بخط مؤلف). متدین. موحد. دیندار. (ناظم الاطباء): عقل جهان طلب در آلودگی زند عقل خداپرست زند درگه صفا.خاقانی. مگر بشهر شما یک نفر مسلمان نیست خداپرست مگر اندرین بیابان نیست.؟ ملک بخندید و ندیمان را گفت: چندان که مرا در حق خداپرستان ارادات است و اقرار مراین شوخ دیده را عداوتست و انکار. (گلستان).
کلمات همقافیه با «خداپرست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر