معنی خبیت
5 بازدید
[ خَ ] (ع ص) حقیر. فرومایه. خبیث. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد) (تاج العروس) (متن اللغة). خسیس.[ خُ بَ ] (اِخ) نام آبی بوده است به عالیه و در آن اشجع و عبس شریک بوده اند. نابغهٔ ذبیانی در وصف آن آورده است: الی ذبیان حتی صبحتهم و دونهم الربائع والخبیت و نیز کثیر گفته است: و فی الیاس عن سلمی و فی الکبر الذی اصابک شغل للمحب المطالب فدع عنک سلمی اذاتی النأتی دونها وحلت باکناف الخبیت فغالب. (از یاقوت در معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «خبیت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یت» برای سرودن شعر