معنی خبیث

معنی خبیث

6 بازدید
[ خَ ] (ع ص) پلید. ناپاک. ضد طیب. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد) (تاج العروس) (متن اللغة). ج، خُبُث، خُبَثاء، اَخباث، خَبَثَه، خَبیثون. جج، اخابیث : {/Bقُلْ لاََ یَسْتَوِی اَلْخَبِیثُ وَ اَلطَّیِّبُ وَ لَوْ أَعْجَبَکَ کَثْرَةُ اَلْخَبِیثِ. ۱-۱۱۵:۱۰۰/}(قرآن ۵/۱۰۰). {/Bمََا کََانَ اَللََّهُ لِیَذَرَ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلی ََ مََا أَنْتُمْ عَلَیْهِ حَتََّی یَمِیزَ اَلْخَبِیثَ مِنَ اَلطَّیِّبِ . ۱-۱۴۳:۱۷۹/}(قرآن ۳/۱۷۹). || آنکه یاران بد داشته باشد. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || مَرید. مارِد. (یادداشت بخط مؤلف). || نامرغوب. مقابل جید و سلیم. (یادداشت بخط مؤلف). بنابرقول تهانوی بنقل از شارح مصابیح در اول کتاب بیع خبیث برای ردیی ء از خواسته و مال نیز استعمال شده آنجا که می فرماید «ولاتیمموا الخبیث منه تنفقون» یعنی مال و خواسته ای که ردیی ء وی است انفاق نکنید. رجوع به «کشاف اصطلاحات الفنون» شود. || هرچیز حرام مانند زنا. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد) (تاج العروس). در شرح مصابیح در اول کتاب بیع آمده: خبیث در اصل هر چیزی را گویند که بواسطه ردائتش آنرا مکروه و ناپسند شمارند و در حرام نیز استعمال شده بواسطهٔ آنکه شارع آنرا ردیی ء و مکروه شمرده چنانچه لفظ طیب را برای حلال استعمال کرده و فرموده : {/Bوَ لاََ تَتَبَدَّلُوا اَلْخَبِیثَ بِالطَّیِّبِ.۵-۹۴:۲/}(قرآن ۴/۲). یعنی حرام را بجای حلال بکار نبرید. (از کشاف اصطلاحات الفنون). || هر چیز پلید. ج، خَبائث. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد). قبیح. زشت : دگر پند و بندش نیاید بکار درخت خبیث است بیخش برآر. سعدی (بوستان). || گربز. (از منتهی الارب) (تاج العروس) (متن اللغة). || هر چیزی است بدبوی و بدطعم مانند سیر و پیاز. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد). || در اصطلاح اهل درایه لفظ خبیث از الفاظ ذم و قدح است. و راوی خبیث کسی است که روایتش قابل قبول نیست. || هر چیز که عرب آنرا پلید میداند مانند عقرب و مار. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد) (تاج العروس). ج، خَبائث. || سفله. فرومایه. پست. ناپاک و بی شرم : شهنشه نیارست کردن حدیث که بر وی چه آمد ز خبث خبیث. سعدی (گلستان). خبیث را چو تعهد کنی و بنوازی بدولت تو نگه میکند به انبازی. سعدی (گلستان). یکی از خبیثان شهر این سخن بحاجی رسانید و دادش جواب. سلمان ساوجی.
[ خِ بْ بی ] (ع ص) پرخُبث. زشتکار. (از اقرب الموارد) (متن اللغة). ج، خبیثون، خبیثین.

کلمات هم‌قافیه با «خبیث»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یث» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید