معنی خبیبة
6 بازدید
[ خَ بَ ] (ع اِ) خرقه که از جامه بیرون کنند و بر دست و مانند آن بندند. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد) (تاج العروس). ج، خبائب. || گوشت بدرازا بریده و تنگ کرده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). ج، خبائب. || شکم وادی. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ج، خبائب.
کلمات همقافیه با «خبیبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر