معنی خاموش ماندن
5 بازدید
[ دَ ] (مص مرکب) ساکت ماندن. بی صدا ماندن. دم فروبستن : شانه را در هر سری سازند جای زآنکه با چندین زبان خاموش ماند. || بجا ماندن. (آنندراج). گفته نشدن : در زمان قصه پردازان سخن خاموش ماند زآنکه در افشاء نمیگنجد غم پنهان ما. ظهوری (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «خاموش ماندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر