معنی خاموش نشستن
6 بازدید
[ نِ شَ تَ ] (مص مرکب) بیصدا نشستن. ساکت نشستن : جای آن نیست که خاموش نشیند مطرب شب آن نیست که در خواب رود یار و ندیم. سعدی (بدایع). - امثال: خاموش نشین و فارع از الم باش. || دست از فعالیت بازداشتن. اقدام لازم نکردن. چون: «آیا جایز میدانی که من در این کار خاموش نشینم»: اگر بینی که نابینا و چاه است اگر خاموش بنشینی گناه است.سعدی.
کلمات همقافیه با «خاموش نشستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر