معنی خالی گشتن
5 بازدید
[ گَ تَ ] (مص مرکب) تهی شدن. خالی گردیدن : هراة از شوایب نزاع و ظلم متعدیان خالی گشت و بعدل وافر سلطان حالی شد. (جهانگشای جوینی). رجوع به «خالی گردیدن» و ترکیبات آن شود.
کلمات همقافیه با «خالی گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر