معنی خالی گردیدن
5 بازدید
[ گَ دی دَ ] (مص مرکب) تهی شدن از چیزی. تَعَرّی ِِ. (منتهی الارب). - خالی گردیدن سرای یا خانه؛ بدون ساکن شدن آن . - خالی گردیدن مجلس؛ خلوت شدن آن. بدون بیگانه و اغیار شدن آن.
کلمات همقافیه با «خالی گردیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر