معنی خارف
7 بازدید
[ رِ ] (ع ص) نگهبان نخلها. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ رِ ] (اِخ) ابن عبداللََّه بن کبیربن مالک از بنی همدان و از مردم قحطان، جد اعراب جاهلی است. مسکن آنها در یمن بوده است و نبی علیه السلام به او نامه ای نوشت. (اعلام زرکلی ج ۱ ص ۲۸۲) (آنندراج) (منتهی الارب). و نامهٔ مزبور را صاحب عقدالفرید نقل کرده است: هذا کتاب من محمد رسول اللََّه الی مخلاف خارف و اهل جناب الهضب و حقاف الرمل مع وافر هاذی المشعار مالک بن نمط و من اسلم من قومه. اِنّ لهم فراعها و وهاطها و عزازها. ما اقامواالصلاة و آتواالزکاة یأکلون علافها و یرعون عافیها، لنا مِن دفئهم و صرامهم ماسلموا بالمیثاق و الامانة و لهم من الصدقة الثلب و الناب و الفصیل و الفارض و الکبش الحوری و علیهم الصالغ و القارح. (عقدالفرید ج ۱ ص ۲۷۴ -۲۷۵).[ رِ ] (اِخ) یکی از قراء یمن است از اعمال صنعا از مخلاف صداء است. (معجم البلدان ج ۲ ص ۳۸۶). در مراصدالاطلاع چ ۱۳۱۵ هـ . ق. بخطا خادر آمده است.
کلمات همقافیه با «خارف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رف» برای سرودن شعر