معنی خارفی
6 بازدید
[ رِ ] (ص نسبی) نسبت است به خارف و آن بطنی از همدان باشد که در کوفه سکونت داشته است. (انساب سمعانی).[ رِ ] (اِخ) ابوزهیرالحرث بن عبداللََّه الهمدانی الخارفی الاعور. از اهل کوفه بوده است و بعضی او را ابوزهیرالحرث بن عبیداللََّه می دانند و اگر چنین باشد این اسم عبیداللََّه تصغیر عبداللََّه است. وی از علی روایت دارد و ابواسحاق السبیعی از او روایت می کند. وی در تشیع غالی بوده است. سبیعی او را حرث بن عبیداللََّه نام می برد و مشهور است که او از کذابین بوده است. (از انساب سمعانی).[ رِ ] (اِخ) علاءبن عوازالخارفی از تابعین بوده است. وی از ابن عمرو روایت دارد و ابواسحاق الهمدانی از او روایت کند. (انساب سمعانی).[ رِ ] (اِخ) عبداللََّه بن مرةالهمدانی الخارفی. وی از عبداللََّه بن عمرو روایت دارد و اعمش و ابواسحاق و منصور از او روایت می کنند. (انساب سمعانی).[ رِ ] (اِخ) علاءبن ازدارالخارفی. وی از ابن عمر روایت دارد و از او ابواسحاق سبیعی روایت می کند. (انساب سمعانی).[ رِ ] (اِخ) فراس بن یحیی الهمدانی الخارفی، از اهل کوفه بوده است. وی از اشعبی و عطیه روایت دارد و ثوری از او روایت می کند. وفاتش بسال ۱۲۹ هـ . ق. بوده است. (انساب سمعانی).[ رِ ] (اِخ) محمدبن عبداللََّه بن نمیرالخارفی الهمدانی الکوفی. روایت از ابن علبه و عبدالسلام بن حرب و ابی بکربن عیاش دارد و از او ابوزرعهٔ رازی و ابوحاتم رازی روایت دارند. (از انساب سمعانی).
کلمات همقافیه با «خارفی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فی» برای سرودن شعر