معنی حکیمک
5 بازدید
[ حَ مَ ] (اِ مصغر) حکیم بصورت تحقیر: چون حکیمک اعتقادی کرده است کآسمان بیضه زمین چون زرده است. مولوی.
کلمات همقافیه با «حکیمک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مک» برای سرودن شعر