معنی حملان

معنی حملان

4 بازدید
[ حُ ] (ع اِ) احمال. جِ حَمَل.بره ها. (منتهی الارب). رجوع به حمل شود. - حب رأس حملان؛ طبع شیر خشتی داشتن : فقال له بعض ندمائه: مااری ابا البختری الا یحب رأس الحملان. (تاریخ بغداد ابن الخطیب ج ۴ ص ۲۸۶). || ستور باربردار که کسی را دهند. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). ستور که کسی را دهند. (مهذب الاسماء). || اجرت برداشتن چیزیش. (منتهی الارب). اسم است برای اجرت آنچه حمل میشود. (از اقرب الموارد). || (اصطلاح زرگران) غش که بر دراهم نهند. (اقرب الموارد) (منتهی الارب): بر زر مدح نفکنم حملان دیبهٔ نظم را نبافم لاس.مسعودسعد. || (مص) برداشتن بسر و به پشت. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || برانگیختن و ورغلانیدن برکار. (منتهی الارب). اغراء و واداشتن. (اقرب الموارد). || خیانت کردن در امانت. (منتهی الارب) (اقرب الموارد): {/Bإِنََّا عَرَضْنَا اَلْأَمََانَةَ عَلَی اَلسَّمََاوََاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ اَلْجِبََالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَهََا وَ أَشْفَقْنَ مِنْهََا وَ حَمَلَهَا اَلْإِنْسََانُ إِنَّهُ کََانَ ظَلُوماً جَهُولاً ۱-۲۲۳۳:۷۲/}(قرآن ۳۳/۷۲)؛ یعنی ابا کردند از خیانت کردن در امانت و خیانت کرد آن را انسان و مراد از انسان در اینجا کافر و منافق است. رجوع به تفسیر امام فخر رازی شود.

کلمات هم‌قافیه با «حملان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید