معنی حلیلة
7 بازدید
[ حَ لَ ] (ع اِ) زوجه. (از منتهی الارب). منکوحة. زن منکوحة. (آنندراج) (غیاث). همسر. جفت. زن. (دهار). ج، حلایل. (مهذب الاسماء). || زن هم منزل. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «حلیلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر