معنی حصارنو

معنی حصارنو

6 بازدید
[ حِ نَ / نُو ] (اِخ) دهی است از دهستان ماروسک بخش سرولایت شهرستان نیشابور. ۳۰هزارگزی شمال خاوری چکنه بالا. دامنه معتدل. سکنه ۱۹۱ تن. شیعهٔ کردی و فارسی زبانند. آب آن از قنات. محصولات آنجا غلات، تریاک. شغل اهالی زراعت. راه مالرو. معدن نمک دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ حِ نَ / نُو ] (اِخ) دهی است از دهستان عشق آباد بخش فدیشهٔ شهرستان نیشابور. واقع در ۱۵هزارگزی خاور فدیشه. ناحیه ای است واقع در جلگه. معتدل. دارای ۱۹۰ تن سکنه میباشد. فارسی زبانند. از قنات مشروب میشود. محصولات آنجا غلات. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. راه مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).

کلمات هم‌قافیه با «حصارنو»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نو» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید