معنی حصارنشین
4 بازدید
[ حِ نِ ] (نف مرکب) کسی که در حصار نشسته باشد. || کنایت از زن مخدره. حصاری : آن پری پیکر حصارنشین بود نقاش کارخانهٔ چین.نظامی.
کلمات همقافیه با «حصارنشین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر