معنی حصارو
5 بازدید
[ حِ ] (اِخ) دهی است از بخش نصرت آباد شهرستان زاهدان. واقع در ۶۰هزارگزی جنوب نصرت آباد. ۴۵هزارگزی خاور شوسهٔ بم به نصرت آباد. ناحیه ای است واقع در جلگه. گرمسیر. دارای ۴۰۰ تن سکنه میباشد. بلوچی زبانند. از قنات مشروب میشود. محصولات آنجا غلات، ذرت، لبنیات. اهالی به کشاورزی، گله داری گذران میکنند. راه مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ حِ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان خارطوران بخش بیارجمند شهرستان شاهرود. ۱۰۸هزارگزی جنوب خاوری بیار هفتادهزارگزی جنوب شوسهٔ شاهرود به سبزوار. دشت شن زار. معتدل خشک. سکنه ۶۸ تن. زبان فارسی. از قنات مشروب می شود. محصولات آنجا غلات، پنبه، تنباکو، پسته، بادام، لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری. راه مالرو است. زمستان از طایفهٔ سنگسری و کردهای قوچانی جهت تعلیف احشام خود حدود این ده می آیند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «حصارو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر