معنی حریوین
6 بازدید
[ حَ وَ ] (اِخ) (بصورت تثنیه) موضعی مستحکم و استوار به صنعاء. در روزگار سیف الاسلام طغتکین بن ایوب، مردی بنام عبداللََّه بن حزة زیادی بر این دژ مستولی گشت. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «حریوین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر