معنی حریه
4 بازدید
[ حَ یِ ] (اِخ) دهی است از دهستان جراحی بخش شادگان شهرستان خرمشهر در ۵۲ هزارگزی شمال خاوری شادگان، کنار راه فرعی اتومبیل رو خلف آباد به شادگان و کنار شمالی رودخانهٔ جراحی. دشت و گرمسیر و مالاریائی است. ۱۰۰ تن سکنهٔ شیعهٔ فارس و عرب دارد. آب آن از رودخانهٔ جراحی و محصول آنجا غلات و شغل اهالی زراعت و حشم داری است. ساکنین از طایفهٔ آل ابوشوکه هستند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).[ حَ یِ ] (اِخ) دهی است از دهستان جراحی بخش شادگان شهرستان خرمشهر در ۵۲ هزارگزی شمال خاوری شادگان، کنار راه فرعی اتومبیل رو خلف آباد به شادگان و کنار شمالی رودخانهٔ جراحی. دشت و گرمسیر و مالاریائی است. ۱۰۰ تن سکنهٔ شیعهٔ فارس و عرب دارد. آب آن از رودخانهٔ جراحی و محصول آنجا غلات و شغل اهالی زراعت و حشم داری است. ساکنین از طایفهٔ آل ابوشوکه هستند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «حریه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر