معنی حرستی
5 بازدید
[ حَ رَ تا ] (اِخ) دهی است به باب دمشق. رجوع به حرستا شود.[ حَ رَ تا ] (اِخ) قلعه ای است به حلب. رجوع به حرستا شود.[ حَ رَ ] (ص نسبی) منسوب به حرستا چنانکه در هدیة العارفین آمده است. و در معجم البلدان این نسبت را حرستانی نوشته است.[ حَ رَ ] (اِخ) احمدبن احمدبن محمدبن مصطفی دمشقی حرستی حنفی که در ۱۱۱۵ هـ . ق. درگذشته است. او راست: «الکواکب المضیئة فی فرائض الحنفیة» در دو رساله. (هدیة العارفین ج ۱ ص ۱۶۷).
کلمات همقافیه با «حرستی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر